Down upon my knees

از این حال، هبچ بدتری هم وجود ندارد. من از نبودنِ کسی در عذاب نیستم  از نبودنِ خودم در عذابم ..

طولانی ترین راه به خانه را انتخاب میکنم تا قبل از رسیدن، اشکهایم تمام شده باشند. میرسمُ تمام نشده اند. دوباره دور میزنم و انگار قرار نیس پایانی داشته باشند.

 آفتاب رفته استُ من هنوز خیس مانده ام. زیر ِ این آسمانِ خاکستری تنها چیزی که پناهگاهی ندارد این تنهایی بِ گ.ا رفته ی من در جنگی ست که  آن را جوانمردانه جنگیده بودمُ ناجوانمردانه شکست ام دادند.

+ I tried to hold on but it hurts too much

/ 0 نظر / 7 بازدید