همه ی همه چیز میگذره. ما بزرگ میشیم. کارایی رو می کنیم که همه ی بزرگترامون انجام میدادنُ ما همیشه نظاره گر بودیم. 

ما "بزرگتر" میشیم. دیگه از ضربه هایی که می خوریم هر شب زیر ِ پتو گریه نمی کنیم. بلد میشیم که چه جوری بغضمون رو کنترل کنیم یا مثلا خودمون رو بی تفاوت نشون بدیم.

بزرگ میشیمُ دردامون توو دلمون بزرگ تر میشن با ما؛ حفره هاشون عمیق تر میشنُ ما بی حس تر، بی رمق تر برای گلایه کردن -بی رمق تر برای به آبُ آتش زدن 

/ 0 نظر / 12 بازدید