A Light in the Attic

Calling Home

وقتی که مستی از سرم پرید، تو را پیدا خواهم کرد خدا. و مثل وروجکِ آقای نجار برایت خانه ای

چوبی خواهم ساخت و هر چقدر هم بخواهی برایت شکلات خواهم خرید فقط به ام قول میدهی

که جیم نزنی؟

حالا فعلا بگذار که این مستی از سرم بپرد تا بعد که پیدایت کردم و برایت خانه ساختم و تو هم

که قول دادی جیم . . . 

راستی من مستم، یادم نیست،  تو که به من قول دادی؟هان؟

+ Brightness ; ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ فروردین ۱۳۸٦
comment نظرات غیر فعال است