A Light in the Attic

Don't Pity Me

نمیدانم اولین بار،اولین نفر،چه کسی،کجا،چگونه،برای چه، دلش برایم سوخت که بعد از آن

فکر میکنم همه ی آدمهای اطرافم دلشان برایم میسوزد.درست مثل یک بچه گربه که زیر باران

در خودش فرو رفته و هرکسی که رد میشود یک«آخی» ای به ام میگوید.شاید برای همین است

که دلم میخواهد با تمام آدم ها بجنگم.با همه ی حس های به قول خودشان «دوست داشتن»

شان بجنگم.

+ اگر در دنیا یک موجود چندش آور برایم وجود داشته باشد، آن موجود گربه است.

+ Brightness ; ۳:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳۸٥
comment نظرات غیر فعال است