A Light in the Attic

!Snow Jam

من برف را دوست دارم. برف را که میبینم احساس نرمی میکنم . . . آرامش!

انگار که خونسردیه دانه های برف برای نشستن روی زمین هم به من متقل میشود.

آستین هایم را تا بالای انگشتانم بالا میکشم و دستانم را به هم میزنم . . . هه! صدای برف

میدهد . . . نگاه کن . . .

میدانی؟ دوست دارم برف را با مربای آلبالو بخورم. شیرین . . . یخ . . .

زیر دندان هایم خرت خرت کند و من به این فکر کنم که همینی که زیر دندانهای من است از

ابرها آمده ، از آسمان ، از اون بالا . . . تا  زیر دندانهای من.

خرت خرت . . .

من هوس برف با مربای آلبالو کرده ام. همین الان . . .

+ Brightness ; ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٥
comment نظرات غیر فعال است