A Light in the Attic

My Hollow LiFe

چنگ میزنم.با تمام قدرتم به زندگی چنگ میزنم.

ولی میدانی زندگی ام به چه چیز مانند است؟ مثل توده ای ابر است که هر چقدر میخواهم

دستم را به اش بگیرم،دستم را به اش گیر بدهم،هیچ چیز و هیچکس به دستم نمی آید.

به یک تصویر تو خالی چنگ میزنم و یکدفعه انگشتانم در دستم جمع میشود.

انگشتانم را از هم باز میکنم.به کف دستم نگاه میکنم . . . به خودم میگویم:هه! . . .غصه نخور،

اینم شانس تو ه که پوچ درومده!

زندگی را هم میشود از تو لُپ لُپ درآورد؟

+ Brightness ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٥
comment نظرات غیر فعال است